فرهنگ آریان‌پور

از بیرون

#۶٬۰۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

without

برون، بیرون، بیرون از، از بیرون، به طرف خارج، آن طرف، فاقد، بدون

۲

out

خارج، بیرون از، خارج از، افشا شده، آشکار، بیرون، خارج از حدود، حذف شده، راه حل، اخراج کردن، اخراج شدن، قطع کردن، کشتن، خاموش کردن، رفتن، ظاهر شدن، فاش شدن، بیرونى out ـ (99)

۳

external

خارج، بیرون، ظاهر، سطح، ظواهر، بیرونى، خارجى external extraneously

۴

exteriorly

بیرونى، خارجى، ظاهرى، واقع در سطح خارجى exterior