فرهنگ آریان‌پور

از بین رفتن

#۶٬۰۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف

۲

liquidation

تسویه، از بین رفتن، واریز حساب، نابودى

۳

die

مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه

۴

fade

محو کردن، محو شدن، پژمردن، خشک شدن، کم رنگ شدن، بى نور شدن، کم کم ناپدیدى شدن

۵

corrode

خوردن (اسیدوفلزات)، پوسیدن، زنگ زدن (فلزات)

۶

dissolve

آب کردن، حل کردن، گداختن، فسخ کردن، منحل کردن

۷

disappear

ناپدید شدن، غایب شدن، پیدا نبودن

۸

evaporate

تبخیر کردن، تبدیل به بخار کردن، تبخیر شدن، بخار شدن، خشک کردن، بربادرفتن