فرهنگ آریانپور
از بین رفتن
#۶٬۰۴۶
waste
هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف
liquidation
تسویه، از بین رفتن، واریز حساب، نابودى
die
مردن، درگذشتن، جان دادن، فوت کردن طاس، طاس تخته نرد، مهره، سرپیچ، بخت، قمار، (مجازى) سرنوشت به شکل حدیده یا قلاویز درآوردن، با حدیده و قلاویز رزوه کردن، قالب گرفتن، سر سکه
fade
محو کردن، محو شدن، پژمردن، خشک شدن، کم رنگ شدن، بى نور شدن، کم کم ناپدیدى شدن
corrode
خوردن (اسیدوفلزات)، پوسیدن، زنگ زدن (فلزات)
dissolve
آب کردن، حل کردن، گداختن، فسخ کردن، منحل کردن
disappear
ناپدید شدن، غایب شدن، پیدا نبودن
evaporate
تبخیر کردن، تبدیل به بخار کردن، تبخیر شدن، بخار شدن، خشک کردن، بربادرفتن