فرهنگ آریان‌پور

از بین بردن

#۶٬۰۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

raise

بالا بردن، بالا کشیدن، بار آوردن، رفیع کردن، بر پا کردن، برافراشتن، بیدار کردن، تولید کردن، پروراندن، زیاد کردن، از بین بردن، دفع کردن، ترفیع، اضافه حقوق، ترقى دادن

۲

spoil

(past: spoiled, spoilt ; past participle: spoiled, spoilt) ـ غنیمت، یغما، تاراج، سود باد آورده، فساد، تباهى، از بین بردن، غارت کردن، ضایع کردن، فاسد کردن، فاسد شدن، پوسیده شدن، لوس کردن، رودادن

۳

swoop

(در مورد شاهین) بسرعت پایین آمدن، قاپیدن، چپاول کردن، از بین بردن، حرکت سریع نزولى

۴

dislimn

محو کردن، از بین بردن (آثار چیزى)

۵

depredate

غارت کردن، به یغما بردن، از بین بردن، تلف کردن

۶

extirpate

از بن کندن، ریشه کن کردن، از بین بردن، بکلى نابود کردن

۷

liquidate

تسویه کردن، حساب را واریز کردن، برچیدن، از بین بردن، مایع کردن، به صورت نقدینه درآوردن، سهام

۸

liquidize

به صورت مایع درآوردن، صاف کردن، تسویه کردن، از بین بردن

۹

obviation

رفع، از بین بردن

۱۰

annihilate

نابود کردن، از بین بردن، خنثى نمودن

۱۱

pt down

نوشتن، کنار گذاردن، خوار و خفیف کردن، منسوخ کردن، از بین بردن، به زور به چیزى خاتمه دادن، متوقف ساختن، هرز آب ساختن، منکوب کردن

۱۲

wash out

شستشو کردن، کثافات را پاک کردن، از پا درآوردن، از بین بردن، محو کردن، شستشو، ضرر، زیان، شکست، مردود

۱۳

eradicate

از ریشه کندن، ازبیخ کندن، ازبیخ برآوردن

۱۴

emasculate

از مردى انداختن، اخته کردن، (مجازى) سست کردن مجازی‌

۱۵

eradicating

از ریشه کندن، ازبیخ کندن، ازبیخ برآوردن