فرهنگ آریانپور
از بیخ کندن
#۶٬۰۳۱
ablate
از بیخ کندن، قطع کردن، (جراحى) بریدن و خارج کردن
stub
کنده، ریشه، ته سیگار، ته چک، ته سوش، ته، ته بلیط، کوتوله، از بیخ کندن، تحلیل بردن، راندن، کوبیدن
#۶٬۰۳۱
از بیخ کندن، قطع کردن، (جراحى) بریدن و خارج کردن
کنده، ریشه، ته سیگار، ته چک، ته سوش، ته، ته بلیط، کوتوله، از بیخ کندن، تحلیل بردن، راندن، کوبیدن