فرهنگ آریان‌پور

از بیخ کندن

#۶٬۰۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

ablate

از بیخ کندن، قطع کردن، (جراحى) بریدن و خارج کردن

۲

stub

کنده، ریشه، ته سیگار، ته چک، ته سوش، ته، ته بلیط، کوتوله، از بیخ کندن، تحلیل بردن، راندن، کوبیدن