فرهنگ آریان‌پور

تلالو داشتن

#۶۰٬۱۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

glint

برق، تلالوء، تابش، ظهور آنى، زودگذر، تابیدن، درخشیدن، درخشانیدن، تابانیدن

۲

sparkle

تلالوء داشتن، جرقه زدن، چشمک زدن، برق، تلالوء، جرقه، درخشش