فرهنگ آریانپور
تلاقی
#۶۰٬۱۵۸
conflux
(confluence =) ـ همریزگاه، برخورد، تلاقى
incidence
وقوع، برخورد، تلاقى، شیوع مرض، انتشار (مرض)، تلافى، تصادف، تعلق واقعى مالیات، مشمولیت
anastomosis
هم دهانى، هم دهان گرى، به هم پیوستن، تلاقى (رگها و اعصاب)
meeting
(past: met ; past participle: met) ـ ملاقات کردن، مواجه شدن، برخورد کردن، یافتن، معرفى شدن به، تقاطع کردن، پیوستن تقاطع، اشتراک، جلسه، نشست، نشست گاه، درخور، مناسب، دلچسب، شایسته، مقتضى