فرهنگ آریان‌پور

تلاش کردن

#۶۰٬۱۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

endeavor

تلاش، کوشش، سعى، جد و جهد، سعى بلیغ، تلاش کردن، کوشیدن

۲

endevour

تلاش، کوشش، سعى، جد و جهد، سعى بلیغ، تلاش کردن، کوشیدن

۳

scrounge

علیق جمع آورى کردن، تلاش کردن، تلاش، تکاپو، صرفه جویى کردن