فرهنگ آریان‌پور

تکه کردن - تکه -

#۶۰٬۰۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

slab

تخته سنگ، تکه، ورقه، باریکه، قطعه، لوحه، غلیظ، لیز، چسبناک، لزج، تکه تکه کردن، با اره تراشیدن، سقف را با تخته پوشاندن، باریکه باریکه شدن