تکبر
#۵۹٬۷۶۲
ruff
(ruffe =) ـ یقه گرد و حلقوى چین دار مردان و زنان قرون 16 و 17 میلادى، غرور، تکبر، پرخاش، تاه کردن، چروک کردن، ناهموار کردن
pride
مباهات، بهترین، سربلندى، برتنى، فخر، افاده، غرور، تکبر، سبب مباهات، تفاخر کردن
ruffe
(ruff =) ـ یقه گرد و حلقوى چین دار مردان و زنان قرون 16 و 17 میلادى، غرور، تکبر، پرخاش، تاه کردن، چروک کردن، ناهموار کردن
height
بلندى، رفعت، ارتفاع، جاى مرتفع، آسمان، عرش، منتها درجه، تکبر، در بحبوحه، (در جمع) ارتفاعات، عظمت
toplofty
(toploftiness =) ـ خیلى متکبر، خود فروش، تکبر، خود فروشى
arrogance
گردنفرازى، خودبینى، تکبر، نخوت، گستاخى، شدت عمل
insolence
گستاخى، بى احترامى، جسارت، اهانت، توهین، غرور، خود بینى، ادعاى بیخود، تکبر
affectation
وانمود، تظاهر، ظاهرسازى، ناز، تکبر
turgescence
تورم، برآمدگى، آماس، باد کردگى، تکبر
toploftiness
(toplofty =) ـ خیلى متکبر، خود فروش، تکبر، خود فروشى
vanity
بادسرى، بطالت، بیهودگى، پوچى، غرور، خودبینى
conceit
خودبینى، غرور، استعاره
hauteur
بزرگى، بزرگ منشى، ارتفاع، غرور loftiness snootiness superciliousness