فرهنگ آریان‌پور

تکه چوب

#۶۰٬۰۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

stick

(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه

۲

wood block

قاب چوبى سقف و کف اتاق، قطعه چوب