فرهنگ آریانپور
تکه تکه کردن
#۵۹٬۹۹۸
lump
قلنبه، کلوخه، گره، تکه، درشت، مجموع، آدم تنه لش، توده، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن
shiver
لرزه، لرز، ارتعاش، لرزیدن، از سرما لرزیدن، ریزه، تکه، خرد کردن
dismember
اندام هاى کسى را بریدن، (مج) جدا کردن، تجزیه کردن
disintegrate
خرد کردن، تجزیه شدن، فرو ریختن، از هم پاشیدن، (مجازى) فاسد شدن، متلاشى شدن یا کردن disjoint