فرهنگ آریان‌پور

تکه تکه‌ کردن

#۵۹٬۹۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

lump

قلنبه، کلوخه، گره، تکه، درشت، مجموع، آدم تنه لش، توده، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن

۲

shiver

لرزه، لرز، ارتعاش، لرزیدن، از سرما لرزیدن، ریزه، تکه، خرد کردن

۳

dismember

اندام هاى کسى را بریدن، (مج) جدا کردن، تجزیه کردن

۴

disintegrate

خرد کردن، تجزیه شدن، فرو ریختن، از هم پاشیدن، (مجازى) فاسد شدن، متلاشى شدن یا کردن disjoint