فرهنگ آریانپور
تکه تکه شدن
#۵۹٬۹۹۵
fracmentation
تکه تکه شدن
tatter
تکه پارچه، لباس پاره پاره، ژنده پوش، رشته رشته، پاره پاره کردن، تکه تکه شدن، تن پوش مندرس
shiver
لرزه، لرز، ارتعاش، لرزیدن، از سرما لرزیدن، ریزه، تکه، خرد کردن
crumble
خرد شدن، فرو ریختن
disintegrate
خرد کردن، تجزیه شدن، فرو ریختن، از هم پاشیدن، (مجازى) فاسد شدن، متلاشى شدن یا کردن