فرهنگ آریان‌پور

تکه تکه شدن

#۵۹٬۹۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fracmentation

تکه تکه شدن

۲

tatter

تکه پارچه، لباس پاره پاره، ژنده پوش، رشته رشته، پاره پاره کردن، تکه تکه شدن، تن پوش مندرس

۳

shiver

لرزه، لرز، ارتعاش، لرزیدن، از سرما لرزیدن، ریزه، تکه، خرد کردن

۴

crumble

خرد شدن، فرو ریختن

۵

disintegrate

خرد کردن، تجزیه شدن، فرو ریختن، از هم پاشیدن، (مجازى) فاسد شدن، متلاشى شدن یا کردن