فرهنگ آریان‌پور

تکه پارچه

#۵۹٬۹۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

tatter

تکه پارچه، لباس پاره پاره، ژنده پوش، رشته رشته، پاره پاره کردن، تکه تکه شدن، تن پوش مندرس

۲

rag

کهنه، لته، ژنده، لباس مندرس، کهنه شدن، بى مصرف شدن

۳

snip

چیدن، زدن، قیچى کردن، پشم چیدن، بسرعت قاپیدن، کش رفتن، قطعه، برش، آدم احمق، ته سیگار، آدم کوچک یابى اهمیت

۴

panel

تابلو، صفحه هیئت، تشک، پالان، قطعه، قاب سقف، قاب عکس، نقاشى بر روى تخته، نقوش حاشیه دارکتاب، (مجازى) اعضاى هیئت منصفه، فهرست هیئت یاعده اى که براى انجام خدمتى آماده اند، هیئت، قطعه مستطیلى شکل، قسمت جلوى پیشخوان اتومبیل و هواپیما و غیره، قاب گذاردن، حاشیه زدن به