فرهنگ آریان‌پور

تکه

#۵۹٬۹۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

gob

تکه، تخته، تخته کف، کلوخه، مقدار بزرگ و زیاد، یک دهن غذا، دهان، (آمریکایى) ملوان

۲

bit

ذره، رقم دودیى، خرده، تکه، پاره، ریزه، لقمه، تیغه رنده، لجام، دهنه، سرمته

۳

dab

تر کردن، کهنه را نم زدن، با چیز نرمى کسى را زدن یا نوازش کردن، اندکى، قطعه، تکه، آهسته زدن

۴

lot

بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن واژه هاى شامل

۵

doit

پشیز، پول سیاه، قطعه، تکه

۶

item

فقره، (در جمع) اقلام، رقم، تکه، قطعه خبرى، بخش، قلم

۷

loaf

قرص نان، کله قند، تکه، وقت را بیهوده گذراندن، ولگردى کردن

۸

cantle

گوشه، تکه، قاش

۹

flitch

(معنى مجازى) دنده خوک نمک زده و خشک کرده، تکه، قاش کردن، تکه مکعب پیه نهنگ

۱۰

goblet

ساغر، جام، گیلاس شراب، تکه، قطعه، قطره

۱۱

driblet

خرد، تکه، قطره

۱۲

glimmer

روشنایى ضعیف، نور کم، درک اندک، خرده، تکه، کور کورى کردن، سوسو زدن، با روشنایى ضعیف تابیدن

۱۳

fragment

پاره، خرده، تکه، قطعه، باقیمانده، قطعات متلاشى، خرد کردن، ریز کردن، قطعه قطعه کردن

۱۴

clip

کوتاه کردن، گیره کاغذ، برش، موزنى، پشم چینى، شانه فشنگ، گیره یاپنس، چیدن، بغل گرفتن، محکم گرفتن عامیانه‌ wodge