فرهنگ آریانپور
تکمیل
#۵۹٬۹۳۷
compietion
تکمیل، اتمام، انجام
fulfillment
تکمیل، اجراء، انجام
supplementation
تکمیل، اتمام، پس آورى، هم آورى
replete
کاملاً پر، لبریز، چاق، تکمیل، انباشته
finished
به پایان رسانیدن، تمام کردن، رنگ و روغن زدن، تمام شدن، پرداخت رنگ و روغن، دست کارى تکمیلى، پایان، پرداخت کار
entelechy
تشکیل، تکمیل، مرحله تشکیل و تحقق، واقعیت
completion
اتمام، تکمیل
fulfilment
انجام، اتمام، تکمیل، اجرا
complementarity
مکمل، متمم، تکمیل، کمال، اصل متممیت
complete
کامل، تمام، کامل کردن، انجام دادن، به انجام رساندن
perfection
کمال
integration
انتگرال گیرى، مجتمع سازى، ائتلاف، انضمام، یکپارچگى، اتحاد عناصر مختلف اجتماع
accomplished
انجام دادن، به انجام رساندن، وفا کردن (به)، صورت گرفتن
finalization
به پایان رسانى، اتمام، انجام رسانى، فرجام