فرهنگ آریانپور
تکراری
#۵۹٬۸۴۷
iterative
تکرارى
repetitive
تکرارى، مکرر، باز انجامى
reiterative
تکرارى، (دستور زبان) کلمه دال بر تکرار
repetitious
تکرارى، مکرر
frequentative
تکرارى
reduplicative
تکرارى
duplicate
دونسخه اى، المثنى نوشتن یا برداشتن، دو نسخه کردن، المثنى، دو نسخه اى، تکرارى، تکثیر کردن
platitudinous
بیمزه، مبتذل، تکرارى و پیش پا افتاده کردن
tired
خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به tire warmedover
repeated
پى در پى، مکرر
recurrent
عود کننده، راجعه، بازگشت کننده، باز رخدادگر، برگردنده