فرهنگ آریان‌پور

تکراری

#۵۹٬۸۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

iterative

تکرارى

۲

repetitive

تکرارى، مکرر، باز انجامى

۳

reiterative

تکرارى، (دستور زبان) کلمه دال بر تکرار

۴

repetitious

تکرارى، مکرر

۵

frequentative

تکرارى

۶

reduplicative

تکرارى

۷

duplicate

دونسخه اى، المثنى نوشتن یا برداشتن، دو نسخه کردن، المثنى، دو نسخه اى، تکرارى، تکثیر کردن

۸

platitudinous

بیمزه، مبتذل، تکرارى و پیش پا افتاده کردن

۹

tired

خسته کردن، خسته، از پا درآمدن، فرسودن، لاستیک چرخ، لاستیک، لاستیک زدن به tire warmedover

۱۰

repeated

پى در پى، مکرر

۱۱

recurrent

عود کننده، راجعه، بازگشت کننده، باز رخدادگر، برگردنده