فرهنگ آریان‌پور

تکاپو کردن

#۵۹٬۶۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

scour

پاک کردن، شستن، صابون زدن، صیقلى کردن، تطهیر کردن، پرداخت کردن، زدودن، تکاپو کردن، جستجو کردن

۲

push

چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن

۳

strive

(past: strove, strived ; past participle: striven, strived) ـ کوشیدن، کوشش کردن، جد و جهد کردن نزاع کردن

۴

scrabble

دست مالى کردن، خط خط کردن، سرسرى چیز نوشتن، دست مالى، تقلا

۵

struggle

ستیز، کشاکش، تقلا کردن، کوشش کردن، دست و پا کردن، منازعه، کشمکش، تنازع