تکاپو
#۵۹٬۶۳۳
roam
پرسه زدن، تکاپو، گشتن، سیر کردن، گردیدن، سرگردانى
prowl
درپى شکار گشتن، پرسه زدن، تلاش، پرسه، جستجو، تکاپو، سرقت
search
جستجو، تجسس، تکاپو، بازرسى، کاوش، جستجو کردن، گشتن، بازرسى کردن
scrounge
علیق جمع آورى کردن، تلاش کردن، تلاش، تکاپو، صرفه جویى کردن
try
کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش
rush
(گیاه شناسى) نى بوریا، بوریا، انواع گیاهان خانواده سمار، یک پر کاه، جزیى، حمله، یورش، حرکت شدید، ازدحام مردم، جوى، جویبار، هجوم بردن، بر سر چیزى پریدن، کارى را با عجله و اشتیاق انجام دادن خودمانی
push
چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن
hustle
هل دادن، فشار دادن، تکان دادن، به زور وادار کردن، پیش بردن، فریفتن، گول زدن، تکان، شتاب، عجله، فشار، زور
bustle
شلوغى، هایهو، جنبش، تقلا، کوشش، شلوغ کردن، تقلا یا کشمکش کردن
activity
فعالیت، کنش ورى، کار، چابکى، زنده دلى، آکتیوایى
struggle
ستیز، کشاکش، تقلا کردن، کوشش کردن، دست و پا کردن، منازعه، کشمکش، تنازع