فرهنگ آریان‌پور

تقلب‌ کردن

#۵۹٬۳۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

bilk

گول، کلاه سر (کسى) گذاشتن، از پرداخت (وجهى) طفره زدن، چرند

۲

crib

آخور، تخت خواب بچه، دله دزدى، دزدى ادبى، کش رفتن یا دزدیدن

۳

rook

(شطرنج) رخ، کلاغ سیاه، کلاغ زاغى، کلاهبردار، کلاهبردارى کردن

۴

fudge

غذایى که از مخلوط شکلات و شیر و قند درست شده باشد، سخن بى معنى و بیهوده، جفنگ، نوعى رنگ قهوه اى، سرهم بندى کردن، فریفتن، آهسته حرکت کردن، طفره رفتن، پنهان شدن

۵

deceive

فریفتن، فریب دادن، گول زدن، اغفال کردن، مغبون کردن