فرهنگ آریان‌پور

تقلب

#۵۹٬۳۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

slur

نشان، اشاره، پیوند، خطاتحاد، لکه ننگ، تهمت، لکه بدنامى، مطلب را نادیده گرفتن ورد شدن، باعجله کارى را انجام دادن، مطلبى را حذف کردن، طاس گرفتن (براى تقلب درنرد)، تقلب

۲

cross

صلیب، خاج، چلیپا، علامت ضربدر یا به اضافه، حدوسط، ممزوج، دورگه، اختلاف، مرافعه، تقلب، نادرستى، قلم کشیدن بر روى، گذشتن، عبور دادن، مصادف شدن با، رو به رو شدن، قطع کردن، دورگه کردن (مثل قاطر)، پیوند زدن، کج خلقى کردن، خلاف میل کسى رفتار کردن

۳

fraud

فریب، حیله، (حقوق) کلاه بردارى، تقلب، فن، گوش بر، شیاد

۴

cheat

آدم متقلب و فریبنده، فریب، گول، فریب دادن، خدعه کردن، گول زدن، جر زدن

۵

fakery

وانمود، تقلب، تظاهر

۶

falsity

دروغ، سقم، نادرستى، تقلب، خیانت

۷

skulduggery

(skullduggery =) ـ رفتار زیر جلکى و خائنانه، تقلب

۸

malversation

دغل بازى، تقلب، اختلاس، خلاف، خیانت در امانت

۹

skullduggery

(skulduggery =) ـ رفتار زیر جلکى و خائنانه، تقلب

۱۰

fix

کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون hocuspocus

۱۱

deceit

فریب، حیله، خدعه

۱۲

forging

کوره آهنگرى، دمگاه، کوره قالگرى، جعل، تهیه جنس قلابى، جعل کردن، اسناد ساختگى ساختن، آهنگرى کردن، کوبیدن، جلو رفتن

۱۳

deception

نیرنگ، فریب، گول، حیله، فریب خوردگى، اغفال

۱۴

dishonesty

نادرستى، خیانت، عدم امانت

۱۵

adulteration

قلب زنى، جعل و تزویر، استحاله