فرهنگ آریان‌پور

تقطیر کردن

#۵۹٬۳۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

distil

تقطیر کردن، گرفتن، عرق گرفتن از، شیره گرفتن

۲

alembic

انبیق، تقطیر کردن، عرق کشى کردن

۳

distill

(distil =) ـ تقطیر شدن، عرق گرفتن از، چکاندن

۴

condense

همچگال، متراکم، متراکم کردن، هم چگال کردن، تغلیظ کردن، منقبض کردن، مختصر و مفید کردن، خلاصه کردن، چگالیدن