فرهنگ آریان‌پور

تقطیر شدن

#۵۹٬۳۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

distill

(distil =) ـ تقطیر شدن، عرق گرفتن از، چکاندن

۲

distil

تقطیر کردن، گرفتن، عرق گرفتن از، شیره گرفتن

۳

condense

همچگال، متراکم، متراکم کردن، هم چگال کردن، تغلیظ کردن، منقبض کردن، مختصر و مفید کردن، خلاصه کردن، چگالیدن