فرهنگ آریانپور
تقاضا کردن
#۵۹٬۱۰۷
sue
تقاضا کردن، تعقیب قانونى کردن، دعوى کردن
bone
استخوان، استخوان بندى، گرفتن یا برداشتن، خواستن، درخواست کردن، تقاضا کردن
adjure
سوگند دادن، قسم دادن، لابه کردن، تقاضا کردن، به اصرار تقاضا کردن (از)
demand
تقاضا، نیاز، مطالبه کردن، خواستار شدن، درخواست، مطالبه، طلب، تقاضا کردن
beseech
(past: beseeched, besought ; past participle: beseeched, besought) ـ در جستجوى چیزى بودن، التماس کردن، تقاضا کردن، استدعا کردن
request
درخواست، تقاضا، درخواست کردن، خواهش، خواسته، خواستار شدن، تمنا کردن، تقاضا کردن
solicit
درخواست کردن، التماس کردن، خواستن، تقاضا کردن، جلب کردن، تشجیع کردن، خواستار بودن، بیرون کشیدن، وسوسه کردن
put in
کنار آمدن با، مداخله کردن، رساندن، تقاضا کردن، پیشنهاد دادن
cry off
(انگلیس) تقاضا کردن، درخواست کردن