واژههای فارسی←تفریحی - سفر -فرهنگ آریانپورتفریحی - سفر -#۵۸٬۸۷۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱junketسفر تفریحى، سفر، خوش گذرانى کردن، سور زدن، سفر تفریحى کردنواژههای نزدیک در الفباتفریحگاه تابستانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتفریحگاه دارای چشمه اب معدنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتفریحگاه دارای ماشین های بازی و عکاسی و غیرهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتفریحگاه عمومی برای رقص و موزیکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتفریحگاه کنار دریامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتفریحیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر