فرهنگ آریان‌پور

تفریحی

#۵۸٬۸۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

sport

ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن

۲

social

انسى، دسته جمعى، وابسته به جامعه، اجتماعى، گروه دوست، معاشرتى، جمعیت دوست، تفریحى

۳

sportful

بازیگوش، شوخ، تفریحى، خوشگذران

۴

sportive

سرگرم تفریح و ورزش، ورزشى، تفریحى