فرهنگ آریان‌پور

تفریح‌ کردن

#۵۸٬۸۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

recreate

تفریح کردن، تفریح دادن، وسیله تفریح را فراهم کردن، تمدد اعصاب کردن، از نو خلق کردن

۲

sport

ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن