فرهنگ آریان‌پور

تفریح

#۵۸٬۸۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

diversion

تفریح، سرگرمى، عمل پى گم کردن، انحراف از جهتى

۲

divertimento

تفریح، سرگرمى، تنوع

۳

gust

تند باد، باد ناگهانى، انفجار، فوت، خوشى، تفریح، تمایل، مزمزه، چشیدن

۴

play

بازى، نواختن ساز و غیره، سرگرمى مخصوص، تفریح، بازى کردن، تفریح کردن، ساز زدن، آلت موسیقى نواختن، زدن، رل بازى کردن، روى صحنه ى نمایش ظاهرشدن، نمایش، نمایشنامه

۵

jaunt

گردش، تفریح، مسافرت کوچک، تفرج کردن، سفر کوچک کردن

۶

paseo

گردش، تفرج، تفریح، باغ ملى

۷

disport

خوشى کردن، حرکات نشاط انگیز کردن، بازى کردن، تفریح کردن، تفریح

۸

pastime

مشغولیات، سرگرمى، تفریح، کار وقت گذران، ورزش

۹

amusement

سرگرمى، تفریح، گیجى، گمراهى، فریب خوردگى، پذیرایى، نمایش

۱۰

recreation

خلق مجدد، تفریح، سرگرمى

۱۱

recreative

دوباره ایجاد کننده، تفریح

۱۲

fun

شوخى، بازى، خوشمزگى، سرگرمى، شوخى آمیز، مفرح، باصفا، مطبوع، شوخى کردن واژه هاى شامل

۱۳

escape

رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى

۱۴

enjoyment

لذت، خوشى، برخوردارى

۱۵

delectation

خوشى، لذت، صفا، حظ نفس

۱۶

entertainment

پذیرایى، سرگرمى