تفریح
#۵۸٬۸۵۰
diversion
تفریح، سرگرمى، عمل پى گم کردن، انحراف از جهتى
divertimento
تفریح، سرگرمى، تنوع
gust
تند باد، باد ناگهانى، انفجار، فوت، خوشى، تفریح، تمایل، مزمزه، چشیدن
play
بازى، نواختن ساز و غیره، سرگرمى مخصوص، تفریح، بازى کردن، تفریح کردن، ساز زدن، آلت موسیقى نواختن، زدن، رل بازى کردن، روى صحنه ى نمایش ظاهرشدن، نمایش، نمایشنامه
jaunt
گردش، تفریح، مسافرت کوچک، تفرج کردن، سفر کوچک کردن
paseo
گردش، تفرج، تفریح، باغ ملى
disport
خوشى کردن، حرکات نشاط انگیز کردن، بازى کردن، تفریح کردن، تفریح
pastime
مشغولیات، سرگرمى، تفریح، کار وقت گذران، ورزش
amusement
سرگرمى، تفریح، گیجى، گمراهى، فریب خوردگى، پذیرایى، نمایش
recreation
خلق مجدد، تفریح، سرگرمى
recreative
دوباره ایجاد کننده، تفریح
fun
شوخى، بازى، خوشمزگى، سرگرمى، شوخى آمیز، مفرح، باصفا، مطبوع، شوخى کردن واژه هاى شامل
escape
رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى
enjoyment
لذت، خوشى، برخوردارى
delectation
خوشى، لذت، صفا، حظ نفس
entertainment
پذیرایى، سرگرمى