فرهنگ آریان‌پور

تعیین عیار

#۵۸٬۴۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

titration

تعیین عیار، عیارگیرى

۲

assay

سنجش، آزمایش، امتحان، عیارگرى، طعم و مزه چشى، مزمزه، کوشش، سعى، سنجیدن، عیار گرفتن، محک زدن، کوشش کردن، چشیدن، بازجویى کردن، تحقیق کردن