واژههای فارسی←تعیین بودجای کردنفرهنگ آریانپورتعیین بودجای کردن#۵۸٬۴۳۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱localizeمتمرکز کردن، در یک نقطه جمع کردن، محلى کردن، موضعى ساختنواژههای نزدیک در الفباتعین ناقص بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتعییر جهت دادن ناگهانیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتعیینمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتعیین - قابل -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتعیین ارزشمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتعیین اندازهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر