تعقیب کردن
#۵۸٬۲۳۷
chace
تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار
chase
تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار
pursue
تعقیب کردن، تعاقب کردن، تحت تعقیب قانونى قرار دادن، دنبال کردن، اتخاذ کردن، پیگیرى کردن، پیگرد کردن
suit
درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به
tail
دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن
chive
(chivvy =) ـ تعقیب کردن، اذیت کردن پیازچه، پیاز کوهى، موسیر اسپانیا
hound
سگ شکارى، سگ تازى، آدم منفور، با تازى شکار کردن، تعقیب کردن، پاپى شدن
chivvy
(chive =) ـ تعقیب کردن، اذیت کردن
follow
پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت
follow up
پى گیرى کردن، تعقیب کردن، دنباله داستان را شرح دادن، تماس با بیمار پس از تشخیص یا درمان