فرهنگ آریان‌پور

تعقیب کردن

#۵۸٬۲۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

chace

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۲

chase

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۳

pursue

تعقیب کردن، تعاقب کردن، تحت تعقیب قانونى قرار دادن، دنبال کردن، اتخاذ کردن، پیگیرى کردن، پیگرد کردن

۴

suit

درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به

۵

tail

دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن

۶

chive

(chivvy =) ـ تعقیب کردن، اذیت کردن پیازچه، پیاز کوهى، موسیر اسپانیا

۷

hound

سگ شکارى، سگ تازى، آدم منفور، با تازى شکار کردن، تعقیب کردن، پاپى شدن

۸

chivvy

(chive =) ـ تعقیب کردن، اذیت کردن

۹

follow

پیروى کردن از، متابعت کردن، دنبال کردن، تعقیب کردن، فهمیدن، درک کردن، در ذیل آمدن، منتج شدن، پیروى، استنباط، متابعت

۱۰

follow up

پى گیرى کردن، تعقیب کردن، دنباله داستان را شرح دادن، تماس با بیمار پس از تشخیص یا درمان