فرهنگ آریان‌پور

تعقیب قانونی کردن

#۵۸٬۲۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

prosecute

تعقیب قانونى کردن، دنبال کردن، پیگرد کردن

۲

law

داتا، بربست، قانون، حق، حقوق، قاعده، قانون مدنى، تعقیب قانونى کردن

۳

sue

تقاضا کردن، تعقیب قانونى کردن، دعوى کردن

۴

indict

(حقوق) علیه کسى ادعا نامه تنظیم کردن، اعلام جرم کردن، متهم کردن، تعقیب قانونى کردن

۵

litigate

طرح دعوى کردن، مرافعه کردن، تعقیب قانونى کردن