فرهنگ آریان‌پور

تعفن

#۵۸٬۲۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

stink

(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن fetidness foulness

۲

stench

دود یا بوى قوى، بوى زننده، تعفن، گند

۳

putridity

گندیدگى، تعفن

۴

rancidity

ترشیدگى، تعفن، باد خوردگى

۵

putrefaction

فساد، تعفن، عفونت، پوسیدگى، گندیدگى

۶

reek

بخار، بخار دهان، بخار از دهان خارج کردن، متصاعد شدن، بوى بد دادن

۷

putrescence

(putrescencty =) ـ گندیدگى، فساد، پوسیدگى