فرهنگ آریانپور
تعفن
#۵۸٬۲۱۱
stink
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن fetidness foulness
stench
دود یا بوى قوى، بوى زننده، تعفن، گند
putridity
گندیدگى، تعفن
rancidity
ترشیدگى، تعفن، باد خوردگى
putrefaction
فساد، تعفن، عفونت، پوسیدگى، گندیدگى
reek
بخار، بخار دهان، بخار از دهان خارج کردن، متصاعد شدن، بوى بد دادن
putrescence
(putrescencty =) ـ گندیدگى، فساد، پوسیدگى