فرهنگ آریانپور
تعظیم کردن
#۵۸٬۲۰۶
bow
خم شدن، تعظیم کردن، تعظیم، کمان، قوس
beck
اشاره، تکان سریادست، تعظیم کردن، با سر تصدیق کردن یا حالى کردن چیزى، سرتکان دادن
bend
(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن