فرهنگ آریان‌پور

تعطیلی

#۵۸٬۱۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

recessional

تنفسى، تعطیلى، وابسته به موقع تنفس، فترتى

۲

recess

عقب نشینى، پس زنى، پس رفت کردن، بازگشت، فترت، دوره فترت، تعطیل موقتى، تنفس، گوشه، کنار، پستى، تورفتگى، موقتا تعطیل کردن، طاقچه ساختن، مرخصى گرفتن، تنفس کردن

۳

holiday

روزبیکارى، تعطیل، روز تعطیل، تعطیل مذهبى

۴

vacation

تعطیل، بیکارى، مرخصى، مهلت، آسودگى، مرخصى گرفتن، به تعطیل رفتن