فرهنگ آریان‌پور

تعطیل موقتی

#۵۸٬۱۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

adjournment

تعطیل موقتى، برخاست، تعویض، احاله به وقت دیگر

۲

recess

عقب نشینى، پس زنى، پس رفت کردن، بازگشت، فترت، دوره فترت، تعطیل موقتى، تنفس، گوشه، کنار، پستى، تورفتگى، موقتا تعطیل کردن، طاقچه ساختن، مرخصى گرفتن، تنفس کردن