فرهنگ آریان‌پور

تعبیه‌ کردن در فکر خود

#۵۷٬۹۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

design

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود