فرهنگ آریان‌پور

تعبیه

#۵۷٬۹۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

lash up

تعبیه، ابتکار، اسباب

۲

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن

۳

shebang

امر مورد علاقه، کار، ابتکار، تعبیه

۴

appliance

اسباب، آلت، وسیله، تمهید، اختراع، تعبیه

۵

improvisation

بدیهه گویى، بدیهه سازى، حاضر جوابى، تعبیه، ابتکار

۶

contrivance

اختراع، تدبیر، تمهید، اسباب