فرهنگ آریان‌پور

تعادل - وزنه -

#۵۷٬۹۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

counterweight

وزنه تعادل، سنجیدن، پارسنگ کردن، چربیدن بر، حالت تعادل

۲

counterbalance

وزنه تعادل، پارسنگ، (مجازى) برابرى کردن، خنثى کردن، موازنه، موازنه کردن