فرهنگ آریان‌پور

تظاهرات

#۵۷٬۸۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

parade

رژه، سان، نمایش با شکوه، جلوه، نمایش، خودنمایى، جولان، میدان رژه، تظاهرات، عملیات دسته جمعى، اجتماع مردم، رژه رفتن، خود نمایى کردن

۲

demonstration

نمایش، اثبات، دمونستراسیون، تظاهرات

۳

rally

صف آرایى کردن، دوباره جمع آورى کردن، دوباره به کار انداختن، نیروى تازه دادن به، گرد آمدن، سرو صورت تازه گرفتن، پشتیبانى کردن، تقویت کردن، بالا بردن قیمت