فرهنگ آریان‌پور

تطبیق دادن

#۵۷٬۸۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

adjust

تعدیل کردن، تنظیم کردن، میزان کردن، تسویه نمودن، مطابق کردن، وفق دادن، سازگار کردن

۲

accord

جور کردن، وفق دادن، آشتى دادن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، موافقت کردن (با)، قبول کردن سازگارى، موافقت، (موسیقى) توافق، هم آهنگى، دلخواه، طیب خاطر، (حقوق) مصالحه، پیمان، قرار، پیمان غیر رسمى بین المللى

۳

orient

خاور، کشورهاى خاورى، درخشندگى بسیار، مشرق زمین، شرق، به طرف خاور رفتن، جهت یابى کردن، به جهت معینى راهنمایى کردن، میزان کردن

۴

orientate

جهت یابى، راهنمایى، توجه به سوى خاور، آشناسازى