فرهنگ آریان‌پور

تطبیق

#۵۷٬۸۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت

۲

conformation

تطبیق، برابرى، سازش، توافق، ساخت، ترکیب

۳

harmony

هارمونى، تطبیق، توازن، هم آهنگى، همسازى

۴

adaption

سازگارى، انطباق، توافق، سازش، مناسب، تطبیق، اقتباس

۵

collation

مقابله، تطبیق، مقایسه، تطبیق دستخط ها

۶

adaptation

سازگارى، انطباق، توافق، سازش، مناسب، تطبیق، اقتباس

۷

adjustment

سازگارى، تعدیل، تنظیم، تطبیق، (حقوق) تسویه، اصلاح، (مکانیک) میزان، آلت تعدیل، اسباب تنظیم

۸

comparison

مقایسه، همسنجى، تطبیق، سنجش، برابرى، تشبیه

۹

accommodating

همساز، همساز کردن، جا دادن، منزل دادن، وفق دادن با، تطبیق نمودن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، آماده کردن (براى)، پول وام دادن (به کسى)

۱۰

accommodation

همسازى، تطابق، جا، منزل، وسایل راحتى، تطبیق، موافقت، سازش با مقتضیات محیط، وام، کمک، مساعده

۱۱

identification

هویت، بازشناسى، هویت شناسى، شناسایى، تعیین هویت، تطبیق، تمیز

۱۲

reconciliation

اصلاح، آشتى، مصالحه، تلفیق