فرهنگ آریان‌پور

تطابق

#۵۷٬۸۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

respondence

تطابق

۲

respondency

تطابق

۳

match

تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت

۴

accordance

جور بودن، مطابقت، وفق، توافق، تطابق، موافقت

۵

accommodation

همسازى، تطابق، جا، منزل، وسایل راحتى، تطبیق، موافقت، سازش با مقتضیات محیط، وام، کمک، مساعده

۶

conformity

انطباق، پیروى از رسوم یا عقاید، همنوایى

۷

coincidence

انطباق، تصادف، توافق، اقتران، همرویداد

۸

correspondence

(correspondency =) ـ تناظر، مکاتبه، مکاتبات، ارتباط، مطابقت، تشابه، مراسلات