فرهنگ آریانپور
تطابق
#۵۷٬۸۳۲
respondence
تطابق
respondency
تطابق
match
تطبیق، تطابق، مطابقت، حریف، همتا، نظیر، لنگه، همسر، جفت، ازدواج، زور آزمایى، وصلت دادن، حریف کسى بودن، جور بودن با، به هم آمدن، مسابقه، کبریت، چوب کبریت
accordance
جور بودن، مطابقت، وفق، توافق، تطابق، موافقت
accommodation
همسازى، تطابق، جا، منزل، وسایل راحتى، تطبیق، موافقت، سازش با مقتضیات محیط، وام، کمک، مساعده
conformity
انطباق، پیروى از رسوم یا عقاید، همنوایى
coincidence
انطباق، تصادف، توافق، اقتران، همرویداد
correspondence
(correspondency =) ـ تناظر، مکاتبه، مکاتبات، ارتباط، مطابقت، تشابه، مراسلات