فرهنگ آریان‌پور

تضمین کردن

#۵۷٬۸۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

bond

قید، بند، زنجیر، (مجازى) قرارداد الزام آور، عهد و میثاق، هر چیزى که شخص را مقید سازد، معاهده، قرارداد، کفیل، رابطه، پیوستگى، ضمانت، (حقوق) تضمین نامه یا تعهدنامه دایر به پرداخت وجه، رهن کردن، تضمین کردن، اوراق قرضه

۲

avouch

آشکارا گفتن، اقرار کردن، اطمینان دادن، تضمین کردن، مستقر ساختن، مقرر داشتن، تصدیق و تائید کردن، تثبیت کردن

۳

ensure

مطمئن ساختن، متقاعد کردن، حتمى کردن، مراقبت کردن در، تضمین کردن

۴

certify

تصدیق کردن، صحت و سقم چیزى را معلوم کردن، شهادت کتبى دادن، مطمئن کردن، تضمین کردن، گواهى کردن

۵

warrant

سند عندالمطالبه، گواهى کردن، تضمین کردن، گواهى، حکم