تضمین
#۵۷٬۸۱۸
seal
(جانور شناسى) خوک آبى، گوساله ماهى، مهر (mhor)، نشان، تضمین، مهر کردن، صحه گذاشتن، مهر و موم کردن، بستن، درزگیرى کردن، مهر، مهر زدن، محکم چسباندن
guaranty
ضمانت، تضمین، وثیقه
security
ایمنى، امان، امنیت، آسایش خاطر، اطمینان، تامین، مصونیت، وثیقه، گرو، تضمین، ضامن
warranty
پابندان، گارانتى، ضمانت، امر مورد تعهد یا تضمین، تضمین، تعهد entailment
assurance
پشتگرمى، اطمینان، دلگرمى، خاطرجمعى، گستاخى، بیمه (مخصوصاً بیمه عمر)، تعهد، قید، گرفتارى، ضمانت، وثیقه، تضمین، گروى
collateral
هم بر، پهلو به پهلو، متوازى، تضمین، (آمریکایى) وثیقه
embodiment
تجسم، در بردارى، تضمین، درج
pawn
پیاده شطرنج، گرو، گروگان، وثیقه، رهن دادن، گرو گذاشتن
surety
ضامن، پابندان، کفیل، گرو، وثیقه، اطمینان
guarantee
ضمانت، تعهد، ضامن، وثیقه، سپرده، ضمانت کردن، تعهد کردن، عهده دار شدن
indemnity
تاوان، غرامت، جبران زیان، بخشودگى، صدمه
safeguard
تامین کردن، امن نگهداشتن، حفاظ، پناه، حفظ کردن و از (خطر)، حراست کردن safety net
testimonial
گواهى نامه، شهادت، تصدیق نامه، سفارش و توصیه، رضایت نامه، شاهد، پاداش، جایزه