فرهنگ آریان‌پور

تضمین‌ کردن

#۵۷٬۸۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

avouch

آشکارا گفتن، اقرار کردن، اطمینان دادن، تضمین کردن، مستقر ساختن، مقرر داشتن، تصدیق و تائید کردن، تثبیت کردن

۲

ensure

مطمئن ساختن، متقاعد کردن، حتمى کردن، مراقبت کردن در، تضمین کردن

۳

certify

تصدیق کردن، صحت و سقم چیزى را معلوم کردن، شهادت کتبى دادن، مطمئن کردن، تضمین کردن، گواهى کردن

۴

seal

(جانور شناسى) خوک آبى، گوساله ماهى، مهر (mhor)، نشان، تضمین، مهر کردن، صحه گذاشتن، مهر و موم کردن، بستن، درزگیرى کردن، مهر، مهر زدن، محکم چسباندن

۵

assure

اطمینان دادن، بیمه کردن، مجاب کردن

۶

witness

گواهى، شهادت، گواه، شاهد، مدرک، شهادت دادن، دیدن، گواه بودن بر

۷

guarantee

ضمانت، تعهد، ضامن، وثیقه، سپرده، ضمانت کردن، تعهد کردن، عهده دار شدن

۸

indemnify

تاوان دادن، لطمه زدن به، اذیت کردن، صدمه زدن به، غرامت دادن

۹

undertake

(past: undertook ; past participle: undertaken) ـ تعهد کردن، متعهد شدن، عهده دار شدن، بعهده گرفتن، قول دادن، متقبل شدن، تقبل کردن

۱۰

underwrite

(past: underwrote ; past participle: underwritten) ـ در زیر سندى نوشتن، امضا کردن، تعهد کردن