فرهنگ آریانپور
از - دور -
#۵٬۷۶۰
fro
(away , back =) ـ عقب، دور از
away
کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت
past
گذشته، پایان یافته، پیشینه، وابسته به زمان گذشته، پیش، ماقبل، گذشته از، ماوراى، در ماوراى، دور از، پیش از
ouyby
(outbye =) ـ (اسکاتلند) خارج از، دور از، درفاصله اى دور
outbye
(outby =) ـ (اسکاتلند) خارج از، دور از، درفاصله اى دور
far off
پرت، دور از، خیلى دور، دوردست، دور افتاده
far out
دور از
far away
دور از