تصادفی
#۵۷٬۴۳۰
random
تصادفى، بختانه، مسیر ناگهانى، خط سیر اتقافى، فکر تصادفى، غیرعمدى
chancy
تصادفى، اتفاقى
accidental
تصادفى، اتفاقى، غیر مترقبه، عرضى (arazy) ضمنى، عارضى، غیر اساسى، پیش آمدى
coincidental
تصادفى
circumstantial
تصادفى، مربوط به موقعیت
accident
حادثه، سانحه، واقعه ناگوار، مصیبت ناگهانى، تصادف اتومبیل، (پزشکى) علامت بد مرض، (منطق) صفت عرضى (arazy)، شیى، (در نشان خانوادگى) علامت سلاح، (دستور زبان) صرف، عارضه صرفى، اتفاقى، تصادفى، ضمنى، عارضه (در فلسفه)، پیشامد
chanceful
اتفاقى، تصادفى
chromatic
رنگى، پر رنگ، تصادفى، اتفاقى
extrinsic
داراى مبداء خارجى، بیرونى، خارجى، فرعى، جزیى، ضمیمه، اتفاقى، تصادفى، عارضى واژه هاى شامل
contingent
محتمل الوقوع، تصادفى، مشروط، موکول
extraneous
خارجى، خارج از قلمرو چیزى، غیراصلى، تصادفى، فرعى
by the way
اتفاقا، تصادفى، ضمنا
casual
اتفاقى، غیر مهم، غیر جدى
chance
بخت، تصادف، شانس، فرصت، مجال، اتفاقى، اتفاق افتادن
haphazard
اتفاقى، برحسب تصادف، اتفاقا
fortuitous
اتفاقى، شانسى
adventitious
نابجا، عارضى، خارجى، الحاقى، اکتسابى، غیر موروثى