فرهنگ آریان‌پور

تصادفی

#۵۷٬۴۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

random

تصادفى، بختانه، مسیر ناگهانى، خط سیر اتقافى، فکر تصادفى، غیرعمدى

۲

chancy

تصادفى، اتفاقى

۳

accidental

تصادفى، اتفاقى، غیر مترقبه، عرضى (arazy) ضمنى، عارضى، غیر اساسى، پیش آمدى

۴

coincidental

تصادفى

۵

circumstantial

تصادفى، مربوط به موقعیت

۶

accident

حادثه، سانحه، واقعه ناگوار، مصیبت ناگهانى، تصادف اتومبیل، (پزشکى) علامت بد مرض، (منطق) صفت عرضى (arazy)، شیى، (در نشان خانوادگى) علامت سلاح، (دستور زبان) صرف، عارضه صرفى، اتفاقى، تصادفى، ضمنى، عارضه (در فلسفه)، پیشامد

۷

chanceful

اتفاقى، تصادفى

۸

chromatic

رنگى، پر رنگ، تصادفى، اتفاقى

۹

extrinsic

داراى مبداء خارجى، بیرونى، خارجى، فرعى، جزیى، ضمیمه، اتفاقى، تصادفى، عارضى واژه هاى شامل

۱۰

contingent

محتمل الوقوع، تصادفى، مشروط، موکول

۱۱

extraneous

خارجى، خارج از قلمرو چیزى، غیراصلى، تصادفى، فرعى

۱۲

by the way

اتفاقا، تصادفى، ضمنا

۱۳

casual

اتفاقى، غیر مهم، غیر جدى

۱۴

chance

بخت، تصادف، شانس، فرصت، مجال، اتفاقى، اتفاق افتادن

۱۵

haphazard

اتفاقى، برحسب تصادف، اتفاقا

۱۶

fortuitous

اتفاقى، شانسى

۱۷

adventitious

نابجا، عارضى، خارجى، الحاقى، اکتسابى، غیر موروثى