فرهنگ آریان‌پور

تصادفا برخورد کردن

#۵۷٬۴۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

happen

روى دادن، رخ دادن اتفاق افتادن، واقع شدن، تصادفا برخورد کردن، پیشامد کردن