فرهنگ آریان‌پور

اریب - سطح -

#۵٬۷۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bevel

(oblique =) ـ گونیا، سطح اریب اریب کردن، اریب وار بریدن یا تراشیدن، رنده کردن

۲

slant

کجى، کج کردن، کج شدن، خط کج، سطح اریب، شیب، نگاه کج، نظر، کج، اریب، سراشیب، کج رفتن، شیب پیدا کردن، تحریف کردن