فرهنگ آریانپور
تشخیص
#۵۷٬۱۱۰
assessment
تشخیص، تعیین مالیات، وضع مالیات، ارزیابى، تقویم، برآورد، تخمین، اظهار نظر
denotation
تشخیص، تفکیک، علامت تفکیک، معنى و مفهوم
discernment
تشخیص، تمیز، بصیرت، بینایى، دریافت، درک
diagnosis
(پزشکى) تشخیص، تشخیص ناخوشى، تشخیص، عیب شناسى
distinction
تمیز، فرق، امتیاز، برترى، ترجیح، رجحان، تشخیص
recognition
بازشناخت، بازشناسى، شناخت، شناسایى، به رسمیت شناختن، تشخیص
specification
تعیین، تشخیص، تصریح، ذکر خصوصیات، مشخصات
contradistinction
تمیز، تشخیص، فرق
eye
چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن
style
سبک، شیوه، روش، خامه، سبک نگارش، سلیقه، سبک متداول، قلم، میله، متداول شدن، معمول کردن، مد کردن، نامیدن
differentiation
تفکیک و تمیز مطالب از یکدیگر، مشتق گیرى، فرق گذارى